السيد الطباطبائي

443

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

مسئله را منتقل مى كنيم به خود زمان ، هيچ قديم زمانى ، قديم تر از خود زمان نبوده . همين زمان نيز پديده است نه ازلى . اى كاش مطلب را بيش تر توضيح مى داد . زيرا تا اين جاى سخنش ياد گرفتيم كه خداوند متعال قديم ذاتى و ازلى است . و خود زمان قديم زمانى است . پس جايگاه مجرّدات در اين بين چيست و كجاست ؟ صادر اول و عقول عشره و عقل اول ، روح ، فرشته و . . . كه به نظر ارسطوئيان مجرد از زمان هستند ، آيا قديم ازلى هستند يا يك « قِدم » دارند كه نه قِدم ازلى است و نه قِدم زمانى - ؟ - ؟ آيا ايشان آن چه را كه ارسطوئيان ، مجردات مى نامند ، زمانمند مىداند ؟ در اين صورت او به موجود مجرد ( غير از خدا ) قائل نيست . زيرا پيش تر به طور مشروح و مستدلّ بيان شده كه : زمان عين مادّه است . خواه ماده در اصطلاح دانش فيزيك و خواه ماده در اصطلاح ارسطوئى . و هر زمانمند ، مكانمند هم هست و بالعكس . بنابراين ، آن چه مجردات ناميده مى شوند ، مجرد نيستند ، جسم لطيف هستند . پس اولين پديده كه پديد شده ، زمانمند بوده . و مطابق روند كلّى اين سخن علامه طباطبائى ، بايد بگوئيم : صادر اول ، عقل اول ، روح و فرشته و هر آن چه در اصطلاح ارسطوئيان مجرد ناميده مىشود ، خارج از سه صورت نيست : يك : مجردات ، قديم ازلى هستند ، و از ازل در كنار خداى ازلى بوده اند . - خود آن مرحوم اين صورت را به صراحت ردّ كرده است . دو : مجرّدات ، قديم زمانى هستند . - در اين صورت ، مجرد نيستند و مادى هستند گرچه مادى بس بسيط و لطيف ؛ همانطور كه در مثال انرژى برق در سيم برق يا در صفحه بزرگ آهنى ، گذشت كه سيم و آهن جسم كثيف و فشرده است و انرژى برق ، جسم و ماده بسيط است . و فرمول مسلم فيزيكى را ديديم : ماده / انرژى فشرده .